چگونه پراسپکت های مردد را ورودی کنیم؟!

شما دارید با یک پراسپکت صحبت میکنید، معرفی به کار را دیده اند و از شرکت شما خوششان آمده ولی مطمئن نیستند بتوانند این کار را انجام دهند.
در این پست روش جذب این دسته از پراسپکت ها را توضیح می دهم.

❗️”من میدونم که میتونن انجامش بدن، چطور آنها رو متقاعد کنم؟”

بیشتر افراد این طوری فکر میکنند.وقتی هنوز موفقیت چندانی ندارند و با یک پراسپکت که کمی به کار علاقه مند است صحبت میکنند، هیجان زده میشوند و شروع میکنند به تصور کردن پورسانت هایی که به حسابشان واریز میشود و به لیدرشان می گویند که هیچ چیز جلودارشان نیست!
در این زمان است که بیشتر افراد به دیوار برخورد میکنند.

🔰کار غیر منتظره بکنید تا نتیجه بزرگ بگیرید

به جای متقاعد کردن آنها، یک روش متفاوت را امتحان کنید.بگذارید اول مثالی بزنم:

🔵مثال 1

🔸پراسپکت: “من مطمئن نیستم بتونم این کار رو انجام بدم”

🔹شما: “احتمالا درست میگید”

🔵مثال 2

🔸پراسپکت: “من میخوام این کار رو انجام بدم ولی باید مطمئن بشم در حداقل زمان ممکن به پول میرسم”

🔹شما: “شاید این کار برای شما مناسب نباشه.افرادی که موفق میشن، آموزش پذیر هستند و مسیر مشخصی رو طی میکنن.با توجه به چیزی که گفتید شاید الان این کار به دردتون نخوره”

⁦✅وقتی اینگونه با موضع آنها برخورد می کنید، کاری را میکنید که انتظارش را ندارند و باعث می شوید مسیر صحبت عوض شود.تا قبل از این، تردید آنها در صحبت با شما به آنها قدرت میداد و از آن برای کشاندن شما به دنبال خودشان استفاده می کردند.ولی با این روش این قدرت را از آنها میگیرید و حالا آنها باید به شما ثابت کنند که از پس این کار بر می آیند.

❓”ولی اونها خیلی نزدیک به ثبت نام هستند، نباید متقاعدشون کنم؟”

این چیزی است که انتظارش را دارند.آنها انتظار دارند شما بگویید که پورسانت پلن چقدر است و آنها چقدر میتوانند در این کار خوب عمل کنند و چقدر خوب هستند.کار اشتباه این است که سعی کنید آنها را متقاعد کنید.حتی اگر آنها را متقاعد کنید که کار را شروع کنند، بعدا به راحتی از این تصمیم پشیمان میشوند و ادامه نمیدهند.

ولی برعکس، اگر بتوانید این موضع را از آنها بگیرید و کاری کنید که مجبور باشند به شما ثابت کنند که میتوانند این کار را انجام دهند، درصد موفقیت شما در این شرایط به مراتب بالاتر میرود.

🔷به علاوه چون خودشان گفته اند که میتوانند این کار را انجام دهند، زمانی که به سختی کار برخورد کردند، مثل آب خوردن کار را رها نمیکنند و نمی روند.

حل آبجکشن (بهانه ) : باید در موردش فکر کنم !

وقتی یک نفر بعد از معرفی به کار میگوید “باید در موردش فکر کنم” ، چگونه باید پاسخ دهیم؟

در این پست به طور دقیق میگویم باید چه کار کرد.

ویدئو معرفی را برای یک نفر فرستادیم (یا هر ابزاری که برای معرفی به کار در اختیار داریم) و معرفی به کار انجام شده و بعد از آن فرد مورد نظر میگوید “میخوام در موردش فکر کنم!”
اگر در بازاریابی شبکه ای مشغول باشید، پاسخی است که قطعا از بعضی از پراسپکت های خود دریافت میکنید.
.
🔴چیزی که اول به ذهن آدم میرسد (اگر تجربه نداشته باشیم و کاری که معمولا افراد انجام میدهند) این است که بگوییم: “چرا میخوای در موردش فکر کنی؟ مثل این که خوب متوجه نشدی! بذار یه بار دیگه توضیح بدم برات.ببین نتورک این خوبی ها رو داره و خیلی کار خوبیه!”
.
🔹نکته ای که وجود داد این است که وقتی با یک نفر مذاکره میکنید (در هر زمینه ای از جمله این کار) نباید با او مقابله کنید.نباید از جانب شما در مقابل حرف او مقاوتی صورت بگیرد.این که بگوییم “چرا میخوای در موردش فکر کنی” و شروع کنیم به توضیح خوبی های نتورک، یک نوع مقاومت در برابر حرف او است و اگر اینگونه صحبت کنیم، کلا در مقابل ما گارد میگیرید و دیگر به حرف ما گوش نمیدهد.
.
.
.
🔰راه درست

حالا روش درست چیست؟ وقتی یک نفر میگوید میخواهم فکر کنم، ما میگوییم:
.
🔵”اشکالی نداره حتما در موردش فکر کن. اتفاقا از چیزی که برنامه ریزی کرده بودی بیشتر فکر کن.چون ما برای افرادی که وارد تیم میشن وقت و انرژی زیادی میذاریم و تمام تلاشمون رو میکنیم که موفق بشن و نمیخوایم کسی با شک و تردید کار رو شروع کنه”
.
حتی میتوان یک قدم هم فراتر رفت:
.
🔵”ویدئو ها و مقاله های زیادی در مورد این کار وجود داره که اگر خواستی اونها رو هم در اختیارت قرار میدم تا بتونی با دقت بررسی کنی”
.
ما با این حرف داریم چه چیزی را در ذهن او القا میکنیم؟

تا قبل از این، او فکر میکرد که “من صاحب موقعیت هستم و تو اومدی سراغ من.من میخواهم وارد تیم تو بشوم و قدرت دست من است”
.
⁦✔️⁩ما با این حرف میخواهیم این دیدگاه را تغییر دهیم تا او متوجه شود ارزش واقعی در فرصتی است که به او معرفی کرده ایم و اگر استفاده نکند، خودش است که این فرصت را از دست داده.
.

قدم بعدی
.
🔵”من الان برنامم خیلی فشرده هست. 2 هفته دیگه پیگیری میکنم”
.
حالا با این حرف میگوییم: “من دارم کار خودم را انجام میدهم و رشد و پیشرفت خودم را دارم.این موقعیت را به تو هم پیشنهاد کردم و خوبه که ازش استفاده کنی”
.
✔️نکته این جاست که فرد مورد نظر باید متوجه شود ارزش واقعی در این فرصت است و ما هم کشته مرده آمدن او به تیم نیستیم!
در بیشتر مواقع با این کار اگر آبجکشنی وجود داشته باشد مشخص میشود و نهایتا اگر هم پیشنهاد ما را رد کردند، اشکالی ندارد! بروید و با نفر بعدی صحبت کنید!
.
.
.
🔰کاری که ما باید انجام دهیم
.
کاری که ما به عنوان یک نتورکر باید انجام دهیم این است که همیشه در حال ارتباط سازی و پراسپکتینگ باشیم.این طوری نیست که به او بگوییم که “باشه در موردش فکر کن” و بعد فقط منتظر بمانیم!
.
فردا، هفته دیگه، ماه دیگه و سال دیگه فقط پیگیری کنیم و او هم بگوید “دارم فکر میکنم!”
. 🔹ارتباط سازی با افراد جدید و دعوت آنها به کار روند طبیعی کار است، اگر میخواهیم نتیجه بگیریم.چون ما در حال ساختن یک کسب و کار هستیم و لازمه موفقیت در آن این است که به طور گسترده با افراد دیگر ارتباط برقرار کنیم.اصلا اسم این کار نتورک مارکتینگ است! یک نتورک یا شبکه بر پایه ارتباطات بنا میشود!
.
.
.

اگر دوست داری چیزی تغییر کند ابتدا باید خودت تغییر کنی… “جیم ران”

جیم ران آموزگار بسیاری از اساتید بزرگ در زمینه موفقیت بوده است، از قبیل دارن هاردی، آنتونی رابینز، برایان تریسی و جک کنفیلد. جیم ران  متولد ۲۵سپتامبر ۱۹۳۰ کارآفرین، نتورکر، نویسنده و سخنران آمریکایی است. او تا سن ۲۵ سالگی مانند همه اقشار متوسط مقروض نمی‌توانست راهی برای رسیدن به آرزوهای خود بیاید.در همین زمان با کارآفرینی(لیدر بازاریابی شبکه ای) به نام جان اِرل شُف(John Earl Shoaff) آشنا شد. بطوری که مسحور ثروت، فهم تجاری، جذبه و فلسفه زندگی او شدارل شف ساعت­های زیادی را صرف آموزش فلسفه شخصی خود به جیم ران کرد. افکاری نظیر:

 

بیشتر از میزانی که روی شغلت کار می‌کنی روی خودت کار کن،  

درآمد تو مستقیماً به طرز فکر تو مربوط می‌شود، نه به وضع کنونی اقتصاد،  

اگر دوست داری چیزی تغییر کند ابتدا باید خودت تغییر کنی.  

 

“جیم” شروع به ساختن بیزنسی(نتورک مارکتینگ) کرد تا جای حقوق ناچیز او از فروشندگی در مغازه را بگیرد‌. درست پس از ۵ سال از اولین دیدار آنها، “شف”(بالاسری او) در سن ۴۹ سالگی درگذشت. تنها یک سال پس از مرگ “شف” در حالی که “جیم” ۳۱ سال داشت، او به یک میلیونر تبدیل شد. “ران” به طور مکرر در همایش‌های خود، آموزش‌های “شف” را سبب تغییر زندگی خود می‌دانست.  داستان از فرش به عرش رسیدن او بسیار تأثیرگذار  بود اگر در اینجا تمام می‌شد. ولی او تازه شروع به ساختن میراث واقعی خود کرد. در اوایل دهه ۶۰ میلادی او از خانه خود یعنی آیداهو به بوِرلی هیلز نقل مکان کرد. و شروع به تعریف داستان زندگی خود برای دیگران نمود. عنوان داستان او این بود:  “پسر مزرعه‌داری که از آیداهو به بورلی هیلز رسید.”

هم چنان که زمان می‌گذشت، جیم ران فهمید اکثر مردم خواستار شنیدن داستان موفقیت و فلسفه رشد شخصی او که او را به این کمال و فضیلت رسانده بود، هستند. پس از آن، جیم ران تا زمان مرگ به مدت ۴۰ سال تجربه خویش را در سمینارهایش بیان می‌کرد.۴ میلیون نفر در سراسر جهان در سمینارهای وی شرکت کرده‌اند. او در سال ۱۹۸۵م. جایزه CPAE  را از انجمن سخنرانان ملی آمریکا دریافت کرد و همچنین مؤلف ۱۷ کتاب، کتاب صوتی و برنامه ویدیویی است. بدون شک جیم رآن یکی از اسطوره‌ها در زمینه موفقیت و رشد فردی است. وی در طول زندگی خود هزاران نفر را در طی همایش‌ها ، و میلیون‌ها نفر را از طریق کتب خود با اصول موفقیت آشنا نمود. داستان شگفت انگیز ران از ایالت آیداهو شروع می‌شود، او در ۱۹ سپتامبر ۱۹۳۰ در مزرعه‌ای در ایالت آیداهو متولد شد.

 

جیم ران  به عِنوانِ فیلسوفِ تجاری شناخته شده است. او هرگز مدّعیِ تدریسِ حقایقِ ناب نبود، بَلکه اصولِ بنیادین را تدریس می کرد، از جمله نقل قول های او می توان به موارد زیر اشاره کرد:

– هیچ اُصولِ بُنیادینِ جدیدی وجود ندارد. حقیقت چیزِ جدیدی نیست، بَلکه پیر و کُهنه است.

– هر که به مردم خدمت کند، خود را در راهِ بزرگی و عَظَمَت، ثَروت، رضایت، اعتبار و لَذّت قرار می دهد.

– مطالبِ سَبُک را نخوانید، چون ممکن است با آن‌ها سرگرم شَوید، ولی رُشد نمی‌کنید.

– آرزو نکنید که مسایل آسان تر باشند، بَلکه آرزو کنید شما بهتر شَوید.

– مهمّترین خواسته یِ شما از یک شغل، نباید این باشد که چه چیزی به دست می آورم، بَلکه باید این باشد که چه چیزی خواهم شد.

– زمانی که شدیداً خواستارِ چیزی هستید، حتماً راهی برایِ دست یابی به آن پیدا خواهید کرد.

– بدونِ احساسِ ضرورت، اشتیاق ارزشِ خود را از دست می دهد.

– با تحصیلاتِ رسمی تنها می توان گذرانِ زنده گی کرد، امّا با خودآموخته گی می توان ثَروت اندوخت.

– زمانی را برایِ جمع بندیِ گذشته اختصاص دهید، سپس می توانید طرحی بر اساسِ تجربیّاتِ تان رسم کنید و از آن برایِ سرمایه گذاری در آینده بهره بَرید.

چگونه در بازاریابی شبکه ای شکست بخوریم – 6 روش آزمایش شده و کاملا موثر

مطالب زیادی در مورد موفقیت در بازاریابی شبکه ای وجود دارد.اما کسانی که میخواهند در بازاریابی شبکه ای شکست بخورند چه طور؟آنها که میخواهند فرصت را از دست بدهند باید چه کار کنند؟

در این مطلب روش های شکست خوردن به شکل های مختلف را برای این دسته افراد شرح میدهم!

 

 

1-جوسازی کنید و وعده های دروغ بدهید

یک روش کاملا موثر برای تضمین شکست خوردن در بازاریابی شبکه ای.برای این که مطمئن شوید پس از این که افراد با سختی های کار رو به رو میشوند، حتما کار را رها میکنند، آنها را با جوسازی و وعده های واهی وارد کار کنید.میتوانید از این مثال ها استفاده کنید:

 

  • این کار خیلی آسونیه راحت میتونی انجامش بدی.هیچ سختی ای نداره
  • اصلا زمانی ازت نمیگیره. پنج دقیقه در هفته کافیه .تازه زیاد هم هست
  • 6 ماهه میتونی BMW بخری
  • تو همین جوری میتونی موفق بشی و اصلا لازم نیست روی خودت کار کنی و چیزی یاد بگیری

 

افرادی که این گونه وارد کار میشوند به هیچ عنوان درک صحیحی از روند کار پیدا نمیکنند و در کوتاه ترین زمان ممکن کار را رها میکنند.به این ترتیب میتوانید شکست خوردن خود را گارانتی کنید.

با این روش حتی میتوانید به هم تیمی های خودتان هم کمک کنید که زودتر شکست بخورند.مطمئنا برای این کار از شما تشکر خواهند کرد!

 

2-وقتی به موانع برخورد میکنید، نا امید شوید و از کار کردن دست بکشید

هنگامی که در مسیر بازاریابی شبکه ای به مشکل برخورد کردید، سریعا امید خود را برای هرگونه موفقیت از دست بدهید و به این فکر کنید که دیگر فرصت را از دست داده اید و برای شما نمیشود.هرگز افکار مثبت را به ذهن خود راه ندهید و نگذارید حس خوبی نسبت به پیشرفت در شما ایجاد شود.

همین طور تا میتوانید خودتان را از جمع و محیط بازاریابی شبکه ای دور نگه دارید.چون در اینگونه محیط ها معمولا درجه بالایی از انرژی مثبت و امیدواری  وجود دارد و احتمال این که شما هم از این انرژی دریافت کنید بالا است.

تا جایی که میتوانید سعی کنید تنها باشید تا راحت تر بتوانید روی منفی ها تمرکز کنید.اگر تنهایی برایتان سخت است بهتر است یکی دو نفر از دوستان خودتان که آنها هم منفی هستند را پیدا کنید و در کنار آنها باشید.

به بهانه ی خودسازی و خالی کردن ذهن، یا این که مشکل بسیار بزرگی در زندگیتان ایجاد شده، از کار دوری کنید.به این شکل خطر یاری شدن از سوی لیدرها کمتر میشود.به هیچ عنوان با لیدرهایتان ارتباط برقرار نکنید و جواب تلفن آنها را ندهید.زیرا آنها میتوانند در روند شکست خوردن شما اختلال شدیدی ایجاد کنند.

 

3-با افراد جدید صحبت نکنید (ارتباط سازی نکنید)

میخواهید واقعا به آنهایی که شما را یاری میکنند و به شما باور دارند قدرت خود را نشان دهید؟ هرگز با کسی صحبت نکنید! البته این کار زحمت دارد.به این معنی است که هیچ وقت چه به صورت آنلاین و چه آفلاین، با کسی درباره کسب و کار خود صحبت نکنید.

پراسپکتینگ، که میتواند به صورت آنلاین یا آفلاین باشد، نهایتا شما را به کسی میرساند که میخواهد به تیم شما ملحق شود که این خود به معنی رشد کردن و کسب درآمد است که شما اصلا نمیخواهید خدایی نکرده این اتفاق برای شما هم بیفتد.

رفتار شما در مقابل پول باید تدافعی باشد.نباید در این دام بیفتید که شما هم میتوانید درآمد بالایی داشته باشید و به چیزهایی که میخواهید برسید.اگر زندگی افراد ثروتمند را مطالعه کنید متوجه میشوید آنها همه ذهنیت مثبتی نسبت به پول داشته اند.شما اینگونه نباشید!

 

 

4-به جای گشتن به دنبال راه حل ها، بهانه بیاورید

همیشه سعی کنید نکات منفی  را ببینید و برای رشد نکردن بهانه بیاورید.باید روی دیدگاه خودتان کار کنید.در هر شرایطی بگردید و نکات منفی را پیدا کنید.هیچ چیز کامل نیست و اگر تمرکز کنید حتما میتوانید جنبه منفی را در هر موضوعی بیابید.در بعضی مواقع هم شاید اینقدر نکته مثبت برای دیده شدن وجود داشته باشد که پیدا کردن منفی ها کار سختی باشد ولی نباید از تلاش کردن دست بردارید.حتی از کوچکترین منفی ها هم غافل نشوید و آنها را تا جایی که میتوانید برای خودتان بزرگ کنید.شما اگر بخواهید میتوانید هر کاری انجام دهید.

از بهانه آوردن غافل نشوید.پس از این که جنبه منفی را پیدا کردید، آن را تبدیل کنید به بهانه ای برای رشد نکردن خودتان.از این روش میتوانید برای شکست خوردن در دیگر زمینه های زندگی هم استفاده کنید.

 

5-از همه کس و همه چیز انتظار داشته باشید جز خودتان

ذهن خود را طوری برنامه ریزی کنید که از همه کس و همه چیز انتظار داشته باشید به غیر از خودتان.این را بدانید که اگر الان در شرایط بدی هستید، دیگران مقصر اند.همه را به این دید نگاه کنید که به شما بدهکار هستند و موظف اند برای بهبود زندگیتان با تمام وجود تلاش کنند.که وقتی این کار را نکردند، ناراحت شوید و راحت تر دست از کار کردن بکشید.

و همین طور همیشه منتظر بمانید تا یک نفر برایتان کاری انجام دهد.هفته ها و ماه ها صبر کنید تا کسی را که به کار دعوتش کرده اید خودش به شما خبر دهد که میخواهد کار کند یا خیر.یا این که منتظر باشید تا لیدرتان تیم شما را راه بیاندازد.در این مدت هم نباید بی کار بنشینید چون میتوانید با خیال راحت به انواع وقت تلف کردن ها بپردازید.

منتظر بودن روحیه قوی لازم دارد ولی اگر برای شکست خوردن مصمم هستید باید این سختی را تحمل کنید.

 

6-ادای کار کردن دربیاورید ولی در عمل کار نکنید

بهترین کاری که میتوان برای شکست خوردن انجام داد همین است. طوری وانمود کنید که انگار همیشه در حال کار کردن هستید ولی در عمل کاری انجام ندهید.در این صورت حتی لیدرهای نزدیک به شما هم به سختی میتوانند به شما کمک کنند.زمانی هم که با ناامیدی تمام شکست خوردید، کسی نمی تواند به شما ایرادی بگیرد.

در هر شرایطی وقت خود را تلف کنید.به هیچ وجه برای زمانتان برنامه ریزی نکنید.اگر حداقل 40-50 ساعت در هفته وقت تلف نکنید، ریسک پول درآوردن شما بالا خواهد رفت.

شکست خوردن، کار هر کسی نیست.لازمه آن متعهد بودن و دوری کردن از همه راه های موفقیت است.

برای این که کارتان راحت تر شود مثال هایی را برایتان می آورم.در طول زمان هم روش هایی به ذهنتان میرسد که آنها را هم انجام دهید.

 

  • با افراد در مورد مسائل حاشیه ای و کلا هر موضوعی به غیر از کارتان صحبت کنید.این روش بسیار عالی است چون ظاهر کار کردن را دارد در حالی از هرگونه درآمد احتمالی جلوگیری میکند.
  • از ابزارهای موجود استفاده کنید.تا جایی که امکان دارد سرتان در گوشی و کامپیوترتان باشد.هر 5 دقیقه یک بار، شبکه های اجتماعی را چک کنید.با استفاده از این روش میتوانید بی نهایت وقت تلف کنید.
  • با هم تیمی های خود جمع شوید و ابتدا در مورد کار یکی دو جمله بگویید. سپس بحث را به آرامی به حاشیه ببرید.از این روش برای هدر دادن زمان در حجم وسیع میتوان استفاده کرد.

 

 

کارهای بالا واقعا برای شما نتیجه بخش خواهند بود اگر نمیخواهید پول دربیاورید و ناامیدی و شکست را ترجیح میدهید! در این پست میخواهم با روش طنز، اشتباهاتی که افراد در بازاریابی شبکه ای انجام میدهند را برای شما بیان کنم.شاید به این طریق دیدگاه بهتری از مسیرهای اشتباه پیدا کنید.من امیدوارم همه شما در مسیر بازاریابی شبکه ای موفق شوید و به تمام چیزهایی که میخواهید برسید.

6 نکته لیدرشیپ

لیدرهای باهوش و موفق همگی یک کار را به خوبی انجام میدهند.آنها همیشه از خودشان سوالاتی میپرسند تا مطمئن شوند در مسیر درستی هستند.

پرسیدن این سوالات به صورت روزانه، به شما کمک میکند بیشترین بازده را از کار خود داشته باشید.

 

1-آیا امروز به اهدافم نزدیکتر شدم؟

لیدرهای موفق اهمیت هدف گذاری را در همه چیز میدانند، از ویژن های بلند مدت گرفته تا انگیزه های کوتاه مدت.تمرکز روی هدفهایتان به سازماندهی فعالیت های شما و رسیدن به خواسته هایتان کمک میکند.

 

2-چه عادت های بدی دارم که باید کنار بگذارم؟

عادت های بد (همه ما عادت های بدی داریم) ممکن است به اعتبار و بیزینس ما لطمه بزنند. کاملا ارزش دارد که وقت و انرژی خود را برای برطرف کردن آنها و جایگزین کردنشان با عادت هایی که به نفع ما هستند صرف کنیم.

 

3-امروز از چه چیزهایی انگیزه گرفتم؟

انگیزه نیرویی است که شما را به جلو حرکت میدهد.قوای درونی شما برای به دست آوردن، تولید کردن و پرورش دادن است.همیشه به چیزهایی که باعث انگیزه دادن به شما میشوند توجه کنید.

 

4-آیا آن کسی که می خواهم باشم بوده ام؟

شخصیت حرف اول را میزند.شما با ویژگی هایی که شخصیت شما را شکل میدهند به دنیا نیامده اید، بلکه همان طور که در زندگی جلو میروید و شکست ها و پیروزی ها را تجربه میکنید، شخصیت شما شکل میگیرد.احساس مسئولیت را در خود تقویت کنید و واکنش خود به وقایع را کنترل نمایید تا شخصیتی را که میخواهید در خود پرورش دهید.

 

5-امروز چه اشتباهاتی داشتم ، چه درس هایی میتوانم از آنها بگیرم؟

همه ما شکست خوردن و اشتباه کردن را تجربه میکنیم.آن طور که شما برخورد میکنید تعیین کننده است.میتوانید انتخاب کنید که شکست را به عنوان نشانه ناتوانی خود ببینید، یا آن را به عنوان یک تجربه ارزشمند بشناسید.

 

6-امروز برای چه چیزهایی شکرگزار هستم؟

همیشه روزهای خب و بد وجود خواهند داشت.ولی در همه  حالت، شکرگزاری از کارآمدترین ابزارهایی است که میتوانید داشته باشید.به شما نشان میدهد چه چیزهایی واقعا ارزش و اهمیت دارند و شما را آرام و متمرکز روی چیزی که مهم است نگه میدارد.

 

اگر میخواهید در بیزینس خود تغییری ایجاد کنید، عادت کنید که هر روز از خودتان سوالات درستی بپرسید.چون سوالات درست هستند که ما را به جواب های درست میرسانند.

غلبه بر ترس هایتان

ترس از قضاوت های دیگران

بسیاری از مردم رویاهای خود را رها می کنند تنها به این دلیل که از این می ترسند که مردم در مورد آنها چه می گویند و چه فکر می کنند. شاید برخی از افراد تنها به خاطر اجبار والدین خود است که به تحصیلات خود ادامه می دهند، در حالی که آمادگی کامل برای شروع کسب و کار خود دارند. 

این بسیار در میان مردم جامعه رایج است. اما تصمیم گیری برمبنای آنچه که مردم می اندیشند، حتی نزدیک ترین دوست شما و یا خانواده شما، شما را ناتوان خواهد ساخت. به جای آن، به این فکر کنید که همین مردم زمانی که شما موفق شوید چه می گویند. به افرادی که با اجبار پدر و مادر خود به تحصیلاتشان ادامه می دهند، پیشنهاد می کنیم به این فکر کنند که اگر کسب و کار شما موفق شود، آنوقت والدینتان چه خواهند گفت؟ آیا به شما افتخار نخواهند کرد؟ اگر این بهترین تصمیمی باشد که شما باید بگیرید چه؟ پس بیشتر فکر کنید.

 ترس از فقر

بسیاری از مردم در موقعیت تلاش برای بقا، گیر افتاده اند. بسیاری زندگی می کنند و خرج زندگی را می دهند و بدهی های خود را پرداخت می کنند و یک زندگی متوسط دارند، اما می دانند که می توانند شغل بهتری داشته باشند و از تمام توانایی خود استفاده کنند. اما تنها از این می ترسند که اگر پولشان تمام شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟

ترس از فقر، یک ترس فلج کننده است. اما بسیاری از این افراد دارای پس اندازی هستند که می دانند برای اینکه شغل خود را کنار بگذارند و چند ماهی را به دنبال عملی کردن رویای خود بروند، کافی است. عمده افراد جامعه یک زندگی متوسط را می پذیرند، چرا که فکر می کنند که باید زنده بمانند و نه اینکه تلاش کنند و زندگی کنند. اما ترس از فقر هیچگاه نباید شما را از رسیدن به رویاهایتان عقب نگه دارد.

ترس از پیری و یا مرگ

یک سن مشخص وجود دارد که انسان ها واقعا می میرند. یعنی به گفته بنجامین فرانکلین، برخی در سن ۲۵ سالگی می میرند و در ۷۵ سالگی دفن می شوند. برای برخی چنین مرگ استعاری(زمانی که تصمیم می گیرند که یک سبک زندگی متوسط را بپذیرند)، زودتر از ۲۵ سالگی به سراغشان می آید. این افراد به این نتیجه می رسند که نمی توانند، پس خیلی زودتر از موعد قید همه چیز را می زنند و تسلیم می شوند.

همچنین ترس ازپیری می تواند زمانی مضر باشد که یک شخص باید به یک تغییر موقعیت شغلی مهم فکر کند. این افراد معمولا چنین می اندیشند: من الان ۴۶ سال دارم. باید خیال خودم را از بابت روزهای پیری راحت کنم. باید تا می توانم کار کنم تا بتوانم خانواده ام را حمایت مالی کنم.

اما این را بدانید که سن و سال در مقایسه با اعتقاد شما به توانایی هایتان، اهمیت بسیار کمتری دارد. 

ترس از شکست

اینجا، جایی است که بسیاری از مردم از خود می پرسند: چه می شود اگر؟

و یا به عبارتی انواع سوالات منفی را از خود می پرسند: چه می شود اگر کار نکند؟ چه می شود اگر کسی آن را دوست نداشه باشد؟ چه می شود اگر شکست بخورم؟

اینها سوالات غلطی هستند. بجای فکرکردن به راه هایی که ممکن است به شکست ختم شوند، روی راه هایی تمرکز کنید که شما را به موفقیت خواهند رساند. حتی اگر اشتباه کردید و شکست خوردید، این قضیه به شما شانس اصلاح کردن اشتباهات را می دهد. شما ممکن است که قبل از موفقیت شکست بخورید. هر مدیری یک روزی یک فاجعه بوده است. پس به جلو بروید و تلاش کنید.

ترس از اذیت کردن دیگران

شاید کسی به خود بگوید که: هیچوقت به سراغ فلان شرکت نمی روم تا خودشان با من تماس بگیرند. همچنین دیگر دست از ناراحت کردن دیگران برمی دارم که یک وقت فکر نکنند من خیلی محتاجم. تنها منتظر تلفن آنها هستم. اگر این کار را نگیرم، پس از اول وجود هم نداشته است. اگر به آنها زنگ بزنم، ممکن است فرصت های شغلی خود را نابود کنم و دیگر هیچوقت نتوانم آن شغل را بگیرم.

این روش غلطی است. افراد موفق باید در انجام کارهای خود بی باک باشند، اگر می خواهند رویاهای خود را عملی سازند. بسیاری از مردم نگران این هستند که با اعمال خود باعث بشوند که دیگران اینگونه فکر کنند که آنها افراد متکبری هستند. اما این را بدانید تا زمانی که شما توانایی و هوش خود را به نمایش نگذارید، دیگران هرکز متوجه آنها نخواهند شد.

ترس از احمق به نظر رسیدن

بارها، این اتفاق افتاده است که به لباس های خود نگاه کرده اید و گفته اید که این را امروز نخواهم پوشید چون مثل احمق ها خواهم شد. شاید یک وقت دیگر آن را بپوشم. ولی چرا الان نه؟

ما اغلب طوری رفتار می کنیم که یک وقت چیزی که می خواهیم غلط نباشد، اما ما حتما به ایمان بیشتری در تصمیم گیری هایمان نیاز داریم. ما باید توانایی های خود را بیازماییم، جایی که قرار است سخنرانی کنیم، یک مقاله بنویسیم و یا یک فیلم بسازیم و بسیاری از کارهای دیگر.

برخی از بزرگترین تصمیمات در جهان اتفاقی بوده اند. بارها اتفاق افتاده است که افراد بدون دلیل مشخصی، از نقشه و برنامه اصلی خود  منحرف شده اند و ناخوداگاه به سمت موفقیت رفته اند. بفهمید که شما چه کسی هستید و چه چیزی به شما می خورد. اغلب شما باید کار خود را با فهمیدن اینکه چه کسی نیستید آغاز کنید. به حس خود اعتماد کنید و بدانید که شما تصمیم درستی گرفته اید، درهرزمان. شما زمانی احمق به نظر می رسید که هیچ کاری نکنید.

ترس از موفقیت

بسیاری از مواقع افراد از این می ترسند که تبدیل به خود واقعی شان شوند. آنها از ظاهر شدن خود واقعی شان می ترسند. که تنها همین است که رمز موفقیت هرکسی است. آنها دیگران را نگاه می کنند و می گویند: من می توانم آن کار را بارها انجام دهم و یا چرا من آن شکلی نباشم؟ درواقع آنها از دریافت همین مقدار ایمان و عشق و ثروت می ترسند.

بسیاری از ما می آموزیم که هرگز نمی توانیم در زندگی واقعا موفق باشیم. بسیاری از خانواده ها بگونه ای مفهوم موفقیت را تعریف می کنند که گویی یک کار غیرممکن است پس هیچگاه فرزندان خود را به جلو نمی رانند. آنها فرض می کنند که موفقیت یک امر غیرممکن است چون آن را برای خود ممکن ندیده اند. بجای قبول این طرزفکر به این ایمان داشته باشید که شما حتما در انتهای راه به موفقیت بزرگی دست پیدا خواهید کرد.

در پایان روز، تمامی ترس ها را می توان کنار زد،‌ آن هم با داشتن ایمان و هدف. اگر بدانید که چه می خواهید و اعمال لازم را انجام دهید تا برترس هایتان غلبه کنید، حتما به چیزهای بزرگی در زندگی دست خواهید یافت که هیچگاه با شک و تردید به آنها نخواهید رسید.

4 دلیلی که افراد به بازاریابی شبکه ای نه می گویند

در بازاریابی شبکه ای “نه” شنیدن خیلی عادی است.بسیاری از افرادی که به کار دعوت میکنیم نهایتا جواب منفی میدهند.اما گاهی اوقات درک این موضوع که چرا بعضی ها حاضر نمیشوند وارد کار شوند یا حتی ببیند کار چیست، برای نتورکرها سخت است.

در این پست درباره ی دلایل اصلی این مبحث صحبت میکنیم.با توجه به این نکات میتوانید تعداد نه هایی که میشنوید را کم کنید!

 

1-پول

رابرت کیوساکی در یکی از مقاله های خودش توضیح میدهد که افرادی که ذهنیت کارمندی دارند بر روی سرمایه تمرکز میکنند، و در مقابل افرادی که ذهنیت کار آفرین دارند بر روی فرصت.به عبارت دیگر ذهنیت کارمندی به این فکر میکند که کار ممکن است خراب شود، در حالی که ذهنیت کارآفرین در فکر این است که کار ممکن است نتیجه دهد.

بازاریابی شبکه ای بر خلاف بیزینس های دیگر نیاز به سرمایه اولیه خاصی ندارد. ولی کسی که ذهنیت کارمندی داشته باشد و نتواند فرصت را ببیند، باز هم دلیلی برای انجام این کار و خرج کردن پول، حتی برای خرید محصول نمیبیند.

یک اتفاق جالبی که زیاد آن را میبینیم این است که افرادی که از همه بیشتر به یک فرصت احتیاج دارند، همان هایی هستند که از همه کمتر آن را میبینند.

برای هیچ کس معطل نشوید.افراد جدید را پراسپکت کنید.

 

2-تجربه قبلی

خیلی از افراد قبلا توسط یک یا چند بازاریاب شبکه ای بی تجربه و آموزش ندیده، با فریب یا خواهش و التماس یا بد رفتاری! به صنعت نتورک مارکتینگ دعوت شده اند و فکر میکنند تمام بازاریابی شبکه ای همین است.یا قبلا مدتی در شرکت یا تیم ضعیفی کار کرده اند و از آنجا تجربه ای منفی در ذهنشان ثبت شده است.

شما باید با داشتن رفتار مناسب و استفاده از آموزش های صحیح افراد را به کار خود دعوت کنید و نشان دهید روش درست کار کردن چیست.روش های دعوت بسیار کارآمدی وجود دارند.آنها را یادبگیرید و به اعضای تیمتان هم یاد بدهید.

برای تقویت مهارت دعوت به کار ، فایل صوتی روش های دعوت را حتما گوش کنید.

 

3-محصول

محصولی که شرکت شما دارد نهایتا اهمیت پیدا میکند.درست است که در درجه ی اول مردم به خاطر شما وارد کار میشوند ولی در دراز مدت وجود محصولی که یک نیاز را برطرف کند و تقاضای واقعی داشته باشد لازم است. باید ببینید آیا محصول شرکت از جهات مختلف نمره قبولی دریافت میکند یا خیر؟

 

 

4-شما!

یک بار از بیرون به خودتان نگاه کنید و ببینید برخوردتان با دیگران چگونه است.آیا اگر کسی مانند شما خودتان را به کار دعوت کند، قبول میکنید؟ اگر جواب مثبت نیست، باید روی خودتان کار کنید.به دنبال یادگیری باشید و خودتان را تقویت کنید.

از جهت دیگر در بازاریابی شبکه ای تنها چیزی که برای یک فعالیت مهم است، میزان تکثیرپذیری آن است.آیا آن طوری که شما ورودی میگیرید، توسط دیگران هم قابل اجرا است؟

برای مثال بعضی از نتورکرها خودشان ورودی هایشان را به کار معرفی میکنند (پرزنت میکنند).دو ساعت می نشینند و با طرف مقابل در مورد کار حرف میزنند و در آخر هم به هر روشی شده او را متقاعد میکنند.اما آیا همه افراد دوست دارند این کار را انجام دهند؟ اصلا دوست داشتن هم مهم نیست، آیا همه میتوانند این کار را انجام دهند؟ همین نکته باعث دلسرد شدن پراسپکت ها میشود.

به همین دلیل است که باید همیشه از یک سوم شخص یا ابزار کمک بگیرید و خودتان پراسپکت هایتان را پرزنت نکنید.

به علاوه باید به کاری که انجام میدهید باور داشته باشید.اگر شما به کارتان باور ندارید، چرا دیگران باید نسبت به آن باور پیدا کنند؟

6 چیزی که لیدرتان دوست دارد از شما بشنود

همه به دنبال راهکار و آموزش برای تبدیل شدن به یک لیدر بزرگ در بازاریابی شبکه ای هستند.اما وقتی یک نفر در ابتدای مسیر است و تازه کار را شروع کرده چه طور؟

این پست به شما کمک میکند چگونه با یک شروع صحیح، تبدیل به یک لیدر بزرگ شوید.

 

چه چیزهایی نباید به لیدر خود بگویید

  1. امیدوارم این یکی جواب بده: این جمله نشان میدهد شما باور دارید چیزی غیر از شما تعیین کننده موفقیت یا شکست شماست.که به هیچ وجه اینگونه نیست.
  2. یه مدت اینو امتحان میکنم ببینم چی میشه: این نشان میدهد شما به این باور دارید که یک نوع جادوگری که به شانس وابسته است، برای نتیجه گرفتن لازم است و پیروی از یک روش ثابت شده و استمرار داشتن در آن تاثیری ندارد.”امتحان کردن” یک بیزینس مساوی با شکست خوردن در آن است.

 

6 چیزی که لیدرتان دوست دارد از شما بشنود

  1. چه پیشنهاداتی برای من دارید؟ این را بدانید که همه لیدرها در بازاریابی شبکه ای با هم برابر نیستند، اما اگر شما این سوال ساده را از بیشتر آنها بپرسید، توصیه هایی به شما میکنند که به شما در رشد کردن کمک میکند. (همان طور که به رشد خودشان کمک میکند)
  2. من قصد دارم 1 تا 3 سال برای این کار زمان بگذارم. لیدرهای خوب در بازاریابی شبکه ای عاشق شنیدن این جمله هستند و میخواهند با شما کار کنند و برایتان زمان بگذارند.وقتی یک نفر ذهنیت “یک شبه پولدار شدن” دارد، اصلا جالب نیست.
  3. امروز با x نفر صحبت کردم. تعداد پراسپکت هایی که پرزنت شما را میبینند، رابطه مستقیم با میزان موفقیت شما دارد.اگر در کارتان جدی هستید باید به طور روزانه با افراد صحبت کنید.
  4. چه برنامه روزانه ای به نظر شما مناسب است؟ یک سوال خیلی خوب، متعادل و بلند مدت که لیدرها دوست دارند بشنوند.
  5. کاری که گفته بودید را انجام دادم. بسیار مهم! خیلی وقت ها افراد از یک لیدر راهنمایی میخواهند، آن لیدر راهنمایی میکند و زمانی که هنوز کار گفته شده را انجام نداده اند، دوباره می آیند و راهنمایی بیشتر میخواهند.جزو این افراد نباشید.
  6. من میخواهم به روش شما کار کنم.امیدوارم دلیل این که با لیدرهای به خصوصی صحبت میکنید، این باشد که آنها چیزی را میدانند که شما نمیدانید ولی میخواهید یاد بگیرید.آنها روش مشخصی برای انجام کارها پیشنهاد میکنند و به جای بحث کردن و چرخ را از نو اختراع کردن، کار را به روش آنها انجام دهید تا زمانی که حداقل 20 میلیون در ماه درآمد دارید و تنها این موقع است که شاید بخواهید خلاقیت خود را وارد کنید (که باز هم مجبور نیستید).ولی حداقل در ابتدا، آن طور که لیدرهایتان میگوند کار کنید.

 

آنگونه که با لیدرهایتان رفتار میکنید، تعیین میکند که لیدر بشوید یا نه

به خاطر داشته باشید هرگونه رفتاری با لیدرتان داشته باشید، تعیین کننده این است که آیا در آینده تبدیل به یک لیدر بشوید یا خیر.اگر همیشه از لیدرهایتان انتقاد کنید، با آنها بحث کنید و به حرفشان گوش ندهید، به طور ناخودآگاه و بدون این که متوجه شوید امکان تبدیل شدن خودتان به یک لیدر را از بین میبرید، تا هیچ وقت اینگونه با شما رفتار نشود.همان رفتاری که با لیدرتان داشتید!

چگونه از دعوت کردن نترسیم

خیلی ها در بازاریابی شبکه ای از دعوت کردن افراد به کار خود می ترسند.دلیل آن چیست و چه کار کنیم تا دیگر نترسیم؟

در این پست به طور دقیق جواب را شرح میدهم.اگر ورودی بیشتر می خواهید این مطلب به شما کمک میکند.

 

این مسئله 3 دلیل عمده میتواند داشته باشد:

 

1-ترس از نه شنیدن

یک احساس طبیعی در تمام موجودات زنده.هیچ کس دوست ندارد “نه” بشنود.”رد شدن” از طرف یک انسان دیگر (و حتی موجودات دیگر!) ناخوشایند است.ترس از حس کردن این احساس ناخوشایند است که باعث میشود یک نفر از دعوت کردن دیگران خودداری کند.

راه حل:

درست است “نه شنیدن” چیز جالبی نیست اما باید در نظر داشته باشیم که این “نه شنیدن” را برای چی داریم انجام میدهیم؟اصلا چرا من دارم یک نفر را به بازاریابی شبکه ای دعوت میکنم و با وجود این که این احتمال وجود دارد که جواب منفی به من بدهد، باز هم با روحیه مثبت این کار را انجام میدهم و اگر هم جواب منفی شنیدم اشکالی ندارد و من باز هم آرام هستم؟

راه حل در نگاه کردن به چرایی انجام این کار است.بله ، اگر ما هدفی از انجام این کار نداشته باشیم این ترس کاملا قابل توجیح است و اصلا انجام دادن این کار هم بی معنی میشود.اما زمانی که هدفی وجود داشته باشد در معرض “نه” قرار گرفتن آسان میشود.البته مطمئن باشید در این حالت باز هم آن احساس ناخوشایند به شما دست خواهد داد اما این بار تاثیر منفی روی شما نمیگذارد.پس راه حل برای این نوع ترس ، داشتن هدف است.

یک نکته را هم باید در نظر بگیرید که در تمام بیزینس ها و تجارت های دنیا کلمه ی “نه” به مقدار زیاد وجود دارد.اگر میخواهید آزادی مالی داشته باشدی باید در مقابل این کلمه مقاوم باشید!

 

 

2-ترس از خراب شدن وجهه ی خود

ترس از این که طرف مقابل او را مسخره کند: “ای بابا فلانی تو هم که رفتی توی این کارها!از تو دیگه انتظار نداشتم!”

راه حل:

منشا این نوع از ترس چیزی نیست جز خودخواهی!حالا چرا ، به یک دلیل:

 

این که چطور در چشم دیگران به نظر می آییم برایمان مهم تر از کمک کردن به افراد است

 

که این یعنی خودخواهی.میدانم کنار آمدن با این موضوع کمی سخت است! ولی اگر این ترس را دارید باید این حالت را از خودتان دور کنید.افراد بسیاری وجود دارند که زمانی که بازرایابی شبکه ای به آنها معرفی شد،آن را پذیرفتند و از آن به بعد زندگیشان سرشار از تغییرات مثبت شد.از کجا معلوم شخصی که الان به خاطر ترس از ضایع شدن دعوتش نمیکنید،نتواند در بازاریابی شبکه ای موفق شود و بعدها به خاطر معرفی کردن این فرصت از شما تشکر نکند؟

 

3-ترس از خراب شدن رابطه با طرف مقابل

این ترس یک ترس واهی است و دلیل و منشا واقعی ندارد.بیاید یک لحظه فکر کنیم،اگر قرار باشد رابطه ی بین دو نفر با یک دعوت به بازاریابی شبکه ای خراب شود،در مورد آن رابطه چه میتوان گفت؟به نظر می آید چنین رابطه ای از قبل خراب شده باشد،نه؟یعنی اگر شما یک نفر را به بازاریابی شبکه ای دعوت کردید و آن شخص به خاطر صرفا همین موضوع با شما قطع رابطه کرد، اتفاق خوبی افتاده است چون اصلا داشتن چنین رابطه ای برای شما سالم نیست!که این اتفاق هم در عمل نمی افتد و ترسیدن از آن بی معنی است.

البته بد نیست یک دیدگاه را هم مد نظر داشته باشید و آن هم این است که داشتن رابطه ای که برای شما سودی نداشته باشد (مادی یا معنوی) چه فایده ای دارد؟

 

این ها دلایل و راه حل های این موضوع بود.امیدوارم این مسئله برای شما وجود نداشته باشد و اگر هم وجود دارد با استفاده از راه های گفته شده آن را هر چه زودتر برطرف کنید و رشد کنید!

7 روش برای این که کسی نتواند شما را دست کم بگیرد

میخواهید کاری کنید که هیچ کس نتواند شما را دست کم بگیرد و به شما چپ نگاه کند؟

این پست برای شماست.

 

1-بدانید که شبکه سازی ، بازی اعداد است

درک کردن این نکته برای افراد حیاتی است.وقتی شما روزی با 5-30 نفر صحبت کنید ، هیچ وقت معتل کسی نخواهید ماند.وقتی هر روز تعداد قابل توجهی از افراد را پراسپکت کنید ، به زودی زمانی میرسد که روزی 5-10 نفر را پیگیری میکنید و وقتی به این مرحله برسید ، هیچ یک از آنهایی که میخواهند شما را به پایین بکشند دوام نخواهد آورد.

 

2-به نتیجه وابسته نباشید

وقتی برای اولین بار به بازاریابی شبکه ای معرفی شدید ، احتمالا بلافاصله به یاد یک پسرخاله یا دوستی افتادید که برای این کار عالی می بود.روی این تمرکز کردید که آن شخص چقدر میتواند در این کار موفق باشد و وقتی او به شما گفت “نه” ، به شدت نا امید شدید.اگر میخواهید از بازاریابی شبکه ای پول زیادی دربیاورید ، باید بدانید که تنها کار شما ، دعوت کردن افراد است و آنهایی که این کار را دوست دارند یا به دنبال موقعیت جدیدی میگردند ، به شما ملحق میشوند.نگذارید پسرخاله تان رویاهای شما را نابود کند.او خرج زندگی شما را نمی دهد.خودتان میدهید.

 

3-برای کسانی که میگویند “نه” یک پاسخ آماده داشته باشید

پاسخ های مناسبی وجود دارند که به افرادی که میگویند “نه” میتوان گفت.”عالیه، مشکلی نیست” یا “کاملا اوکیه ، متوجه هستم که این فرصت به درد شما نمیخوره ، ولی ، کسی رو میشناسید که واقعا بخواد پول بیشتری دربیاره بدون این که به کار فعلیش لطمه ای وارد بشه؟”.خیلی از مواقع افراد این جمله را میشنوند و ناگهان به کار علاقه مند میشوند! وقتی شما پرستیژ و قدرت خود را حفظ کنید ، دیگران ابراز علاقه میکنند.

 

4-اهداف روزانه برای پیشرفت کار خود داشته باشید

وقتی هدف های بزرگی دارید که خیلی دور هستند ، خیلی راحت ممکن است انگیزه خودتان را از دست بدهید.خیلی خوب است که اهداف روزانه داشته باشید و هر روز آنها را تیک بزنید.

 

5-یک بازی برای خودتان بسازید

بهترین راه برای نابود کردن کسانی که میخواهند شما را پایین بکشند ، موفق شدن است! اگر در مسیر موفقیت هستید ، قطعا چنین افرادی به پست شما میخورند. اسم کسانی که واقعا با شما رفتار زننده ای دارند را بنویسید (بعد از این که برخورد مناسب را انجام دادید).آن را در یک جا نگه دارید.این لیست برای زمانی است که یک ماشین خوب میخرید یا اولین 100 میلیون خود را به دست می آورید.آن وقت برمیگردید و موفقیت خود را به آنها اطلاع میدهید.احتمالا این کار خصومت آنها را از بین نمیبرد ، ولی خب قطعا حس خوبی به آدم میدهد!

 

6-استمرار داشته باشید

مایکل جردن ، بسکتبالیست افسانه ای میگوید:”من بیشتر از 9000 موقعیت را در بازی ها از دست داده ام.تقریبا 300 بازی را باخته ام.26 بار ، موقعیتی را که باعث برد یا باخت تیم میشد از دست داده ام.من مدام و مدام در زندگی ام شکست خورده ام.برای همین موفق هستم.”

ورزش آنقدرها هم با بازاریابی شبکه ای یا کلا هر کسب و کار دیگری ، متفاوت نیست.شما باید آموزش ببینید ، متعهد باشید ، گاهی اوقات ضایع شوید ، ولی مسلما اولین باری که تلاش کردید و نشد ، کار را رها نمیکنید.در طول مسیر بهتر و بهتر میشود.بدانید که یک روز داستان خودتان را از روی سن برای دیگران تعریف میکنید، اگر تسلیم نشوید.

 

7-دیگران را مقصر ندانید

اگر میخواهید شکست خودتان را تضمین کنید ، دیگران را مقصر بدانید.در اینجا لیست چیزهایی که میتوانید مقصر بدانید آمده است:

-پدر و مادر

-فرزندان

-همسر

-زمان

-پول

-بالاسری ها

-محصولات

-آموزش ها

-نحوه ی پرزنت لیدر و شرکت

-اتاق به هم ریخته تان

 

همیشه میتوان چیزی را پیدا کرد که تقصیرها را به گردن آن انداخت.وقتی درگیر کار باشید ، اصلا فرصت نمیکنید درباره دیگران صحبت کنید و آنها را مقصر بدانید.یا به این فکر کنید که چقدر اوضاع بد است.اگر در زندگی به دنبال این باشید که از دیگران ناراحت شوید، زندگی سختی را تجربه خواهید کرد.همیشه اتفاقی که میخواهید نمی افتد و مردم کارهایی را که شما دوست ندارید انجام میدهند. باید با آن کنار بیایید.روی کارهایی که میتوانید انجام دهید تمرکز کنید.این طوری کسی نمیتواند به شما چپ نگاه کند!